July 2011
3 posts
میخواستم بگویم تماشای چند ثانیه به خورشید به هنگام بعدازظهر، اگر سایهنورهای...
– رام / یکی از داستان های کوتاه که قراره چاپ بشوند. نقطه
بارها صدایم کردی
من اما، هیچ ننوشتم
بارها صدایت کردهام
تو اما هیچ
هیچ
هیچ...
برای بودا؛
از زبان یک سادهدل با تجربه که آشکارا به یک اخته و بچه غرغرو تبدیل ،...
– کرت کوبین/ خورشید را بخراش / گزیده اشعار ک.ک
تاریخچهء نسل آنپلاگدها.
1967-1994-1993-2009-1987-70-80’s
June 2011
2 posts
پوف
May 2011
4 posts
،هوا که گرفته میشود از
انسان خاکی به سجود
در نهانگاه خشم و کینه؛
مرا...
– /
چند دقیقهای میشد که خوابش برده بود، داشت خواب میدید روی سنگ فرش خیابان چسبیده...
– خواب، خود یک خواب دیگر است / هشتادوهست، دوازده،هشت / کاغذهای باطله*1
غریوی رعدآسا
از اعماقِ نهانگاهِ طاقتزدگی:
غریوِ شوریدهحالگونهیی گریخته از...
– برای تمام ایران ها که هیچ ندیدم، اما میدانستم، گوشهای را همدرد به سر میبریم / جنونام را بپذیرید
over these years,
I just following my instincts
and tried to be honest...
I disappoint you
You give up on me
Dust of the earth and light of the plains...
– U
April 2011
39 posts
the camel driver needs smokin’ some fish…so still to be. pff
–
اکنون شرمسار از گذشته خویش هستم
خود را در این سکوت صدا می کنم
حال من از گذشته...
Beautiful...
It went like this: The buildings toppled in on themselves Mothers clutching babies picked through the rubble and pulled out their hair The skyline was beautiful on fire All twisted metal stretching upwards Everything washed in a thin orange haze I said, “ Kiss me, you’re Beautiful.. These are truly the last days …
…You grabbed my hand and we fell into it Like a...
برایت یک حرف آمده
بگذار آن را برایت بخوانم
میگوید دنیا را باید پیدا کنی...
– (via miniq) Jan03 2010 10:22 … زمان
آقا جان نکن زشت است
میخواهی چهات را ثابت کنی؟
که به آنی شروع به بالا زدن...
– (via miniq) 24Dec 2010 08:50 … نصیحت
من در ممالک آزاد بهسر میبرم
که آنجا جز در سر آزاد نخواهد شد
من در پهلوگاه...
– (via miniq) ما رو باش … Sep28 2010 2:18 am … به جانه خودم امم.. هیچی اصن ولش کن
I said well, I wish they were all happy in the Lebanon
Wish somebody’d...
من پیوسته از تو گریخته ام و به اتاقم ، کتابهایم ، دوستان دیوانه ام و افکار...
– مارناک / نامه به پدر’ش
هر روز که به جلو میرویم
زندگی پیچیدهتر میشود
و ما بیشتر در پی سادگیاش
به...
– ما رو باش (via miniq) / نمره خورده در تاریخ … april14 06:09pm 2010 … پارسال همین موقع یه دوسه روز بالاپایین
من با آگاه
یک سال است
خود به سلاخی میبرم
چرب و کبود
جدا از گوشت و پوست...
– دهوسه ثانیه . شنبه
بس است! آسیابان بیدار کنید
فرمان برید سنگ بلغزاند بر کوه
و شلاق زنان پرگار...
کشاورزان
فصل درو
داس بر کمر خاک می کوبند
نه میخ را بر حصار
گذری بر گذشته؛ برگ سیصدوچهارده
Jul 06th - 2010
یادآوری ماهانهی تهوعیی درونی در زن که برای مدت کوتاهی عاصی بودن را به او میچشاند و کسب درک قبول شناختی که با دوری از زنغیرعاصی مرد را تبدیل به مردعاصی میکند این احساس عصیانِ بالقوه در زن و کمالگرایی پنهان در وجود مرد که عطشِ شناخت دارد، راهیست که طبیعتبشری برای آگاهساختن انسان به نیازِ شناختِ جوهر وجودیاش، در خود پیدا کرده است. و انسانعاصی پا نهاده در این راه،...
حرف
حرف
حرف
حرف
حرف
همهشان حرف میزنند
همهشان حرف میزنند
همهشان حرف...
Think you see through my wall?
Think you see through my wall?
You don’t...
– Refuge
زمان در من خواهد مرد و من بر زمان خواهم خفت
زمان در من خواهد مرد و من بر زمان...
من امشب خواهم مرد
و صبح را با آسمان
پرواز خواهم کرد
no one calls us to move on
no one forces down our eyes
no one speaks and no...
“
پاسبانی شبها را بیدار میخوابید
و روز را دزد آزاد میکرد
پاسبانی همه...
“
میتونی در بری و بری از اینجا
میتونی بمونی بشینی همینجا
میتونی غمگین...
– commentband.com/mp3.php?song=going_higher/07.Mitooni
“
A change of scene
A change of style
A change of hopes
With no...
– New Dawn Fades / 666th post.
“
دیگر چه میتوان گفت
زجههای سگوارهها تا به کی میخواهند
بر دامن...
“
من، سکوت اختیار میکنم
من به اختیار حرفی نمیزنم
آقای قاضی، من دفاعی از...
– دادگاه
اجدادمان رسم داشتند،
به هنگام اتمام جاده
مسیر را از تهدره ادامه میدادند...
hunted by a hunting notes
a dream depression eat all mammoths
hunted by a...
– for fun
Anonymous asked: نمی دونم اینا رو از جایی میارید یا خودتون می نویسید ولی اگه خودتون می نویسید حتما کتابش کنید چون نویسنده ی اینها واقعا نابغه ست
“
تیتراژ - جدایی نادر از سیمین
سکوت، غمادی
من: پف
داداشم: پفف
من:...
“
میخواهم سیگاری به آتش کشم
و گوشهای را نظارهات کنم
میخواهم آرام...
،رهایم کن
من، عمق تورا زیاد میکنم
من، رهایت میکنم، رهایم کن
ما برای یک چیز...
“
نون.دال
روایتِ خیال
داخلی ؛ گرگومیش
آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور...
“
نون.دال
داخلی ؛ گرگومیش
.تقدیم به فرهاد؛ یه مرد بود، یه شب ماه میاد...
“
آهم را به چنگ گیر دختر
اکنونم را به آهی سوزناک ساز
ما خط را بر...
“
گفتم واو، یاد رفت که بیاید که بگوید
باورت میشود همهی این را
نه،...
“
Hey You!
میتونی بیای بیرون، بازی تموم شد پسر، تو هیچ رو بردی
از الان...
– نامهای به یک رفیق قدیمی / دیشب
March 2011
10 posts
فال امروز،
مانع بسته شدن در نشوید
سه نون برای خانم مسن
بچهی همسایه به گردش...
– کلاهقرمزی 90 / قسمت 11
اوه ببین که آمده
یک سیصد و شصت و پنجِ لعنتی دیگر
خودش را که معرفی میکند
زیر...